|
عشق از نوع ؟
|
||
|
kuft |
نمی بینی من چه تنهام؟
نمی بینی نیاز دستای سرد و خسته ام به توئه؟
پس بیا بیا
بشین رو به روم چشمتو ببند
دوست دارم حتی بهشت با تو برم
با هم میزدیم زیر بارون قدم
به خاطر اون منو زیر پاتون زدن
خیره با اون نظر نشدم بهش هیچوقت
از عشق دروغین رد شدم به نیشخند
تو میدونستی که تو غممو عشقمی
واسه همین میخواستی قلبمو بشکنی
ولی من هنوزم دوستت دارم و تا هر موقع که بیای
منتظرت می مونم...تا بیای و بهم بگی که هنوزم
دوستم داری
تا ابد منتظرت میمونم..
|
|
